|
گیتار شکسته من |
|
برای تازه شدن دیر نیست |
برای دیدن ادامه عکسا به ادامه مطلب بروید
ادامـــه مــطــلــب
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 1:36 توسط محمود @نظر یادتون نره |
از طرف یه دوست!
اگه نگات کرد عاشقته .
اگه خجالت کشيد بدون برات ميميره
اگه سرشو انداخت پايين و يه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو ميميره
و اگر هم خنديد بدون اصلا دوست نداره.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 12:59 توسط محمود @نظر یادتون نره |
تنها به خواب من که رسیدی عوض شدی
در خاطرات من که پریدی عوض شدی
با هر کسی به قدر خودش راه رفته ای
با ما نرفته زود بریدی عوض شدی
با چشمهای خود به خیابان شب زدی
عاشق شدی ستاره کشیدی عوض شدی
شاید همان شبی که خیابان شلوغ بود
از عابری دروغ شنیدی عوض شدی
حالا بیا و از کنار خیالم عبور کن
اصلا بگو که با چه امیدی عوض شدی
آقا! شما که گوش به حرفم نمی دهی
تنها به خواب من که رسیدی عوض شدی.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 12:56 توسط محمود @نظر یادتون نره |
روزی از روزها ، شبی از شب ها ، خواهم افتاد و خواهم مرد ، اما می خواهم هر چه بیشتر بروم . تا هرچه تا هرچه دیرتر بیفتم ، هرچه دیرتر و دورتر بمیرم . نمی خواهم حتی یک گام یا یک لحظه ، پیش از آن که می توانسته ام بروم و بمانم ، افتاده باشم و جان داده باشم ، همین . ((دکتر علی شریعتی)) --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم . وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم . وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم . وقتی او تمام کرد من شروع کردم . وقتی او تمام شد من آغاز شدم . و چه سخت است . تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است ، مثل تنها مردن ! ((دکتر علی شریعتی)) --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم من گمان ميکردم دوستي همچون سروي سرسبز چهار فصلش همه آراستگي است.من چه مي دانستم هيبت باد زمستان هست من چه مي دانستم سبزه ميميرد از بي آبي ،سبزه يخ ميزند از سردي دي،من چه ميدانستم،دل هر کس دل نيست.قلبها از اهن وسنگ است،قلبها بي خبر از عاطفه اند. دیگر به خلوت لحظه هایم عاشقانه قدم نمی گذاری دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمی بینمت سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبورانه گذرانده ای... وازه ها پر کرده ام من نگاه ملتمسم را در این که شاید دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است و دستهایم بیش از هر زمان دیگر نام تو را قلم می زنند و در این سایه سار خیال با زیبا ترین رنگها چشمهایت را به تصویر می کشم مترسك رو دوست ندارم زيراپرنده ها رو مي ترسونه ولي دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه.
دورتر بیفتم ،
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 21:55 توسط محمود @نظر یادتون نره |
ســــــــــــــــــــــــــــلام امروز ميخواهم در مورد تئوری موسيقی صحبت کنم که به نظر من خيلی در نواختن گيتار موءثر است و البته خيلی هم جالبه خب اول از نتها شروع ميکنيم: <------------------------------- ----------------------------> دو ر می فا سل لا سی دو ... ----> C B A G F E D C نت های پايينی نامهای لاتين نت های بالايی است و اين فلش هم نشان دهنده ی ادامه داشتن نت هاست که به همين ترتيب ادامه پيدا ميکنه.اگر طبغ فلش قرمز حرکت کنيم نتها زير تر ميشوند و اگر طبغ فلش آبی حرکت کنيم نتها بم تر ميشوند. خب اين نت هافواصلی با هم دارند که به ترتيب زير است: دو __T__ ر __T__ می __S__ فا __T__ سل __T__ لا __T__ سی __S__ دو ... ----> T که مخفف(tone) است در موسيقی به معنی به فاصله ی دو فرت است. اما S که مخفف(Sim Tone) به معنی نيم پرده است و در گيتار به فاصله ی يک فرت است. خب حالا با اين توضيحاتی که دادم ميتونيد تمام نتهای گيتار رو پيدا کنيد. (چه طوری؟) با يک مثال ساده شروع ميکنم : سيم اول گيتار شما می(E)نام داره پس فا که نت بعدی می است طبغ قاعده ی بالا (که نيم پرده فاصله داره) بايد يک فرت جلوتر باشه پس فرت اول سيم اول فا نام داره. اما نت بعدی که سل است بايد يک پرده فاصله داشته باشه.در نتيجه دو فرت جلوتر که فرت سوم ميشه سل نام داره و همين طور تا آخر. پس همه ی نتهای روی گيتار رو پيدا کرديم. مسئله ی بعدی ، خواندن اسم آکورد هاست : هر نتی ميتونه سه حالت آکورد داشته باشه.اگر مثلا نت می را در نظر بگيريم آکورد های اون ميتونه سه حالت رو بگيره: Em E7 E می ماژور می سون می مينور ماژور :تنها اسم نت نوشته ميشه سون:اسم نت با يک عدد هفت (7) جلوی اون نوشته ميشه مينور:اسم نت با يک m در جلوی اون. خب اين هم از روش خواندن آکورد ها. اميدوارم که اين مطالب بتونه به شما در نواختن گيتار کمک بکنه. اگر با هرگونه مشکلی روبرو شديد من در خدمت شما هستم. به اميد ديدار
يک پرده است و در گيتار
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 12:16 توسط محمود @نظر یادتون نره |
سلام بچه ها:
یه سئوال :کسی میدونه آش مالی یعنی چی؟ اینم یه داستان: وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد . به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد . آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . ---------------------------------------------------------- تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود.آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه .بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . ---------------------------------------------------- روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . ---------------------------------------------------- يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ،با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد . ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم . ---------------------------------------------------- نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد.من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم" ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم ---------------------------------------------------- سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود : " تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه . من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و گريه !![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 19:0 توسط محمود @نظر یادتون نره |
اینم یه آهنگ از شادمهر:
ریتمش۴/۴
Am.....Bb............Am.........Bb..Am
باورم نميشه دستات تو دست من نباشن
Am...Bb...Gm........C......Bb........
رو درو ديواره خونه گرده تنهايي بپاشن
Am.....Bb..............Gm.....Bb.........................Am
تو هموني كه ميگفتي تو دنيا هيچكي مثل من پيدا نميشه
Am.......Bb............Gm.....Bb......................Am
تو هموني كه ميگفتي قلبم ماله تو باشه واسه هميشه
Am..........Bb........Am.........Bb..Am
باورم نميشه چشمات بره مال ديگرون شه
Am...Bb...Gm.........C......Bb........
با غريبه آشنا شه با غريبه مهربون شه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 18:58 توسط محمود @نظر یادتون نره |
سلام به همه دوستان خوبم:
طبق آخرین اخبار وارده از یک دوست خیلی خیلی عزیز و مهربون عکسای من داخل وبلاگ قابل رویت نیست/لطفا اگه شما هم این موضوع رو تایید میکنید برام داخل پیغامتون بنویسید تا اصلاش کنم.
با تشکر مدیریت وبلاگ(محمود)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 18:48 توسط محمود @نظر یادتون نره |
من با زنگ ساعت از خواب بيدار ميشوم
پدرم با صداي اذان
مرد روستايي با صداي خروس
دخترک همسايه با نوازش مادرش

اما کودکان فلسطيني هيچ گاه بيدار نميشوند
زير آوار خوابشان سنگين شده...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 12:29 توسط محمود @نظر یادتون نره |
اگر کسی عاشقت بود فقط دوستش داشته باش، اگر کسی دوست داشت بهش علاقه مند شو، اگر کسی بهت علاقه داشت بهش توجه کن، اگر کسی بهت توجه کرد فقط بهش لبخند بزن...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 21:56 توسط محمود @نظر یادتون نره |
| ||||||